lördag 18 augusti 2012

تاریخ دادگاه یوسف ندرخانی بدون اشاره به اتهام ارتداد !+ سند

.وكیل یوسف ندرخانی بار دیگر احضاریه ای دریافت کرده است که به موجب آن باید در تاریخ ۱۸ شهریور ماه در دادگاه حاضر شود تا در برابر "اتهامات وارده" پاسخگو باشد.
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران« محبت نیوز» به نقل از خبرگزاری انگلیسی زبان كریسشن پست ، مشاور اجرایی سازمان مرکز آمریکایی قانون و عدالت، آقای "جردن سکولو" که پرونده یوسف ندرخانی را پیگیری می كند می گوید : « که تعجبی ندارد که بطور غیر مستقیم به اتهام " ارتداد " ندرخانی اشاره شده است. اتهامی که در مجامع بین المللی جنجال بپا کرد.
آقای "سکولو" طی ایمیلی به سرویس خبری کریسشن پست گفت: « جمهوری اسلامی بارها تلاش کرده است تا جامعه بین المللی را سردرگم کند و بگوید که یوسف ندرخانی تنها یک مجرم معمولی است. اگر جمهوری اسلامی به هدف خود برسد و یوسف ندرخانی را به عنوان یک مجرم عادی بشناساند، آنوقت دیگر دنیا سر و صدایی برای آزادی او نخواهد کرد».
وی افزود: « پس از انتشار احکام سری دادگاه توانستیم نشان دهیم که یوسف ندرخانی تنها به اتهام " ارتداد " دادگاهی و محکوم شده است و جمهوری اسلامی نیز مجبور به پس گرفتن دروغ هایش شد.»
در احضاریه اخیر از وكیل ایشان خواسته شده است که رأس ساعت ۹ صبح روز شنبه، ۱۸ شهریور ۱۳۹۱در محل دادگستری كل استان گیلان - دادگاههای تجدید نظر استان - حاضر شود.
یوسف ندرخانی از دگر اندیشان مذهبی که پیش از این به همین اتهام " ارتداد " به اعدام محکوم شده بود، همچنان پس از ۱۰۶۰ روز در زندان به سر می برد. چنین بازداشت طولانی حتی قوانین خود ایران را نقض می نماید. بازداشت خودسرانه یوسف ندرخانی که مدت معینی هم برای آن مشخص نشده، ناقض ماده 9 کنوانسیون بین المللی حقوق سیاسی و مدنی می باشد که ایران هم متعهد به این کنوانسیون است».
سكولو افزود : «قوانین جمهوری اسلامی نیز دستگاه قضایی را ملزم می دارد که حکم کتبی خود را ظرف 10 روز پس از جلسه دادگاه صادر نماید. دادگاهی که در سال 2011 برگزار شد. شانه خالی کردن جمهوری اسلامی از پایبندی به قوانین خودش نشانه بی اعتنایی این کشور به تأمین قانون می باشد».
وی در پایان گفت: «همچنین به نظر می رسد که ایران صدماتی که پرونده ندرخانی به آبروی اسلام ، روابط بین الملل و روابط مردم مؤمن به ادیان مختلف وارد کرده است را نادیده می گیرد».
یوسف ندرخانی از دگراندیشان مذهبی ( مسیحیان غیر تثلیثی) است كه در اکتبر 2009 دستگیر و متهم به ارتداد و اقدام به تبلیغ در بین مسلمانان شد. .
براساس گزارش‌ها، یوسف ندرخانی، در سن ۱۹ سالگی از اسلام به مسیحیت گروید و معلم یک گروه کوچک از مسیحیان، گروهی به نام « کلیسای ایران» شد. او همچنین همواره تاکید کرده که هرگز مسلمان نبوده است.
اما افزایش فشارهای بین المللی و همین طور پیگیری سران کشورهای جهان آنچنان جمهوری اسلامی را بر سر دوراهی انجام یا لغو حکم اعدام او قرار داد که بنگاه خبر پراكنی فارس تریبون رسمی سپاه پاسداران را مجبور به فرافکنی و دروغ پردازی بزرگی کرد و به یکباره با انتشار خبری در روز جمعه ۸ مهر ماه نوشت: « اتهام یوسف ندرخانی تجاوزهای مکرر و اخاذی‌ است » فارس در ادامه فشار جامعه بین المللی را « سیاه‌نمایی رسانه‌های غربی» خواند و نوشت: «اطلاعات به دست آمده توسط منابع آگاه (! ) نشان می‌دهد، یوسف نادرخانی به اتهام انجام جرایم خشن مانند تجاوز و اخاذی‌های متعدد به این مجازات محکوم شده است و اساسن این موضوع هیچ ارتباطی با مسئله خروج وی از دین ندارد.
در هشتم مهرماه ۱۳۹۰، غلام‌علی رضوانی، معاون سياسی امنيتی استاندار گيلان در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفت: "يوسف ندرخانی يک صهيونيست و دايرکننده خانه فساد است."
رضوانی گفت: "اين فرد مجرم است و جرم او اين نيست که عده‌ای را به دين مسيحيت دعوت کرده است بلکه جرايم امنيتی دارد."
وی همچنين افزود: "موضوع جرم و اعدام اين فرد، اعتقادی و مربوط به دين او نيست و به خاطر انتخاب دين، کسی در نظام ما اعدام نمی‌شود بلکه او يک صهيونيست است و جرم امنيتی دارد."
پس از درج این خبر بود که اسناد دادگاهی که به بیرون درز کردند، نشان دادند که ندرخانی در حقیقت به اتهام ارتداد محاکمه شده است. این بود که منتقدین حدس زدند که این گزارش کذب از خبرگزاری فارس به منظور کم کردن فشار بین المللی بر ایران بخاطر پرونده مذهبی ندرخانی بوده است.
پیش تر نیز نادر طالب زاده کارگردان و مستندساز حكومتی وابسته به جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفته بود: «الان مدتی است بوق های تبلیغاتی غرب به بهانه دستگیری یک ناکشیش در ایران به صدا درآمده است.»
طالب زاده ادعا کرد، یوسف ندرخانی فردی که عنوان می شود به دلیل مسیحی شدن قرار است در ایران اعدام شود "پرونده جنایی" ! دارد ولی اینطور تبلیغ می شود که او به دلیل " ارتداد " به اعدام محکوم شده است.»
ادعای داشتن پرونده جنایی از سوی نادر طالب زاده در حالی عنوان می شود كه شعبه ۱۱ دادگستری استان گیلان یوسف ندرخانی را پیش از این به اتهام " ارتداد " برای او مجازات اعدام در نظر گرفت.
بنظر می رسد برگزاری این دادگاه جدید این احتمال را تقویت می کند که ندرخانی از اتهام " ارتداد "مبرا شده باشد .
منابع نزدیك به یوسف ندرخانی خبر می دهند ، «اطلاعاتی در دست نیست که آیا هنوز دستگاه قضایی جمهوری اسلامی یوسف ندرخانی را از اتهام " ارتداد" که منجر به صدور حکم اعدام برای وی شده مبرا ساخته است یا خیر. اما اصولن نمی توان بر روی گفته های آنان حسابی باز كرد.

.

onsdag 2 november 2011

زندگی تحت اختيار مسيح

.در مورد زندگی مسيحی، دو عقيدۀ اشتباه در ميان بعضی از مسيحيان وجود دارد که مختصراً به هر يک اشاره می‌کنيم. عده‌ای عقيده دارند که چون عيسی مسيح را در زندگی خود پذيرفته‌اند، بايد سعی و کوشش فراوان نمايند تا زندگی خداپسندانه‌ای را بر اساس تلاشهای شخصی خودشان داشته باشند.
عده‌ای ديگر نيز معتقدند که چون مسيح وارد زندگی آنها شده، ديگر لازم نيست که هيچ کاری برای داشتن يک زندگی خداپسندانۀ مسيحی انجام دهند. اين دو عقيده ظاهراً درست بنظر می‌رسند، اما اگر عميق‌تر به آنها توجه کنيم می‌فهميم که هر کدام ضعفی اساسی دارد. برای پی‌بردن به اين ضعف‌ها، قسمتهائی از کلام خدا را برايتان ذکر می‌کنيم. در نامه‌های پولس رسول به روميان و غلاطيان به اين آيات بر‌می‌خوريم: "می‌دانم که در من يعنی در طبيعت نفسانی من جائی برای نيکوئی نيست، زيرا اگرچه ميل به نيکی کردن در من هست ولی قدرت انجام آنرا ندارم" (روميان فصل هفتم، آيۀ ١٨). "من با مسيح مصلوب شده‌ام بطوريکه ديگر آنکه زندگی می‌کند من نيستم، بلکه مسيح است که در من زندگی می‌کند و در خصوص اين زندگانی جسمانی‌ای که من اکنون دارم، فقط بوسيلۀ ايمان به پسر خدا که مرا محبت کرد و جان خود را بخاطر من داد زندگی می‌کنم" (غلاطيان فصل دوم، آيۀ ٢٠). "زيرا انجيل نشان می‌دهد که خدا چگونه آدميان را کاملاً نيک می‌شمارد و اين پايه ايمان و بر ايمان بنا شده است چنانکه کتاب مقدس می‌فرمايد: مرد نيکو بوسيلۀ ايمان خواهد زيست" (روميان فصل اول، آيۀ ١٧).
در واقع، اگر بخواهيم فقط به سعی و کوشش خودمان تکيه کنيم، نمی‌توانيم زندگی خداپسندانه‌ای داشته باشيم، و اگر بگوئيم که برای داشتن چنين زندگی‌ای هيچ کاری لازم نيست انجام دهيم، باز هم نمی‌توانيم زندگی‌ خداپسندانه‌ای داشته باشيم. حالا بايد بپرسيم که، چطور می‌توانيم زندگی خداپسندانه‌ای داشته باشيم؟ پاسخ صحيح اين است که، زندگی خداپسندانه زندگی‌ای است که کاملاً تحت اختيار مسيح باشد. ما گناهکار و محکوم به مرگ ابدی بوديم، چون به عيسی مسيح ايمان نداشتيم. اما هنگامی که به او ايمان آورديم، از گناهان خود آمرزيده و پاک شديم و روح خدا در وجودمان ساکن شد. حالا که روح خدا در وجود ما است، می‌توانيم زندگی خداپسندانه‌ای داشته باشيم بشرط اينکه مطيع روح خدا باشيم. قدرت و توانائی انسانی ما محدود است، اما قدرت و توانائی الهی روح‌القدس که در درون ما می‌باشد نا‌محدود است. پس ما با تکيه بر توانائی و تلاشهای خودمان نمی‌توانيم زندگی خداپسندانه‌ای داشته باشيم، اما اگر دائماً از روح پاک خدا پيروی کنيم، زندگی ما تحت اختيار مسيح و يقيناً خداپسندانه است.
مردم دنيا را از لحاظ روحانی می‌توان به اين سه گروه تقسيم کرد: غير مسيحيان، مسيحيان نفسانی و مسيحيان روحانی. گروه اول يا غير مسيحيان، افرادی هستند که قلبشان با خون مسيح از گناه پاک نشده است و روح‌القدس در وجودشان ساکن نيست. اين اشخاص صاحب زندگی جاودان نمی‌باشند و سرنوشت وحشتناکی خواهند داشت. کلام خدا در اول قرنتيان فصل دوم، آيۀ ١٤ در بارۀ اين اشخاص می‌فرمايد: "کسی که روحانی نيست نمی‌تواند تعاليم روح خدا را بپذيرد، زيرا به عقيدۀ او اين تعاليم پوچ و بی‌معنی هستند و در واقع چون تشخيص اين گونه تعاليم محتاج به بينش روحانی است، آنها نمی‌توانند آنرا درک کنند". کسی که به مسيح ايمان نياورده و روح‌القدس در وجودش ساکن نشده است، نمی‌تواند تعاليم روح پاک خدا را بفهمد. چنين شخصی در راههای کج اين دنيا راه می‌رود و دستخوش شهوات جسمانی و اسير تمايلات و افکار نفسانی خود می‌باشد. تمام غيرمسيحيان بايد توجه داشته باشند که انسان در نظر خدا گناهکار است. کلام خدا در روميان فصل سوم، آيۀ ٢٣ می‌فرمايد: "همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا محرومند". و در روميان فصل ششم، آيۀ ٢٣ می‌فرمايد: ". . . مزدی که گناه می‌‌دهد موت است. . .". بله، همۀ انسانها گناه کرده‌اند و مزد گناه انسان، موت، يعنی جدائی از خدا می‌باشد.
حق‌جوی عزيز، اگر شما هنوز آمرزش گناهان خود را از خدا دريافت نکرده‌‌ای، بدان که عيسی مسيح بی‌گناه، مظهر خدای قدوس، خون پاکش برای آمرزش گناهان بسياری بر صليب ريخته شد و تنها خون ريخته شدۀ او، می‌تواند قلب شما را از گناه پاک نمايد. شايد بپرسی، چرا عيسی مسيح؟! چون فقط مسيح از ازل با خدا بود و می‌بايست برای آمرزش گناهان ما و شما بر روی صليب بميرد. فقط مسيح کاملاً بی‌عيب و بی‌گناه بود و گناه، در ذات و طبيعت او و در زندگی‌اش وجود نداشت. فقط مسيح می‌توانست خود را بوسيلۀ روح جاودانی به خدا تقديم کند. و فقط مسيح سه روز پس از مرگ دوباره زنده شد و تا ابد زنده خواهد بود. پس، فقط عيسی مسيح خداوند، قادر است مسير زندگی انسان گناهکار را از دوزخ به آسمان تغيير بدهد. بنا براين، وقت را تلف نکن و همين حالا شخصاً مهمترين تصميم را در زندگی‌ات بگير و عيسی مسيح خداوند را بعنوان نجات دهندۀ خود بپذير. چطور؟ به خدا اعتراف کن که گناهکار و طالب هديۀ نجات می‌باشی. خون مسيح را که بر روی صليب ريخته شد، بعنوان جريمۀ گناهانت بپذير. به عيسی مسيح خداوند، که برصليب مرد، پس از مرگ روحاً و جسماً از مردگان قيام نمود و زنده است، قلباً اعتماد کن. آنگاه بعنوان يک ايماندار مسيحی، او را پيروی نما و بر طبق کلامش زندگی کن.
گروه دوم يعنی مسيحيان نفسانی، اشخاصی هستند که به مسيح ايمان دارند اما زندگی آنها بطور کامل تحت اختيار مسيح نيست. در اول قرنتيان فصل سوم، آيۀ ٣ در بارۀ اين اشخاص می‌فرمايد: "چون شما هنوز هم نفسانی هستيد . . .". اين افراد به عوض اينکه مطيع روح خدا باشند و به ياری روح‌القدس خواهشهای نفس را پايمال کنند، گول شيطان را خورده و اختيار خود را به دست هوسهای خود می‌دهند. اين اشخاص بجای اينکه دائماً به اوامر خدا گوش داده و زندگی پاک و خداپسندانه‌ای داشته باشند، زندگی‌‌شان شبيه کسانی است که به اين دنيا تعلق دارند. گدائی را در نظر بگيريد که با پسر يگانۀ پادشاه آشنا می‌شود و به قصر پادشاه راه می‌يابد. پادشاه بخاطر پسرش، آن گدا را به فرزندی خود می‌پذيرد و بدين ترتيب آن گدا از تمام مزايای فرزند پادشاه بودن بهره‌مند می‌شود. اما بعد از گذشت مدتی، آن گدای سابق هوس می‌کند سری به خيابانهای کثيف بزند و با ساير دوستانش گدائی کند. پس او از قصر پادشاه بيرون می‌رود و مشغول گدائی می‌شود! اين شخص با وجود اينکه قانوناً از تمام مزايای فرزند پادشاه بودن بهره‌مند شده است عملاً از اين مزايا استفاده نمی‌کند.
برادران و خواهران مسيحی، ما و شما از نظر روحانی گدا بوديم، اما در اثر ايمان و اعتماد به مسيح، لطف خدا شامل حال ما گرديد و حالا فرزندان او هستيم. خدا مايل است فرزندانش دائماً او را اطاعت کنند و از برکاتش لبريز باشند. اما متأسفانه بعضی از مسيحيان، مثل کسانی که به خدا تعلق ندارند زندگی می‌کنند و بهمين دليل زندگی‌شان پاک و خداپسندانه نيست. حالا بخوبی متوجه شديد که مسيحيان نفسانی چه کسانی هستند؟ شايد بعضی از شما که اين مقاله را می‌خوانيد جزو همين اشخاص باشيد. اگر اينطور است می‌خواهيم سؤالی از شما بکنيم. آيا زندگی در قصر پادشاه بهتر از گدائی کردن در خيابانهای کثيف نيست؟ فرزندان خدا، می‌بايست خود را از اعمال گناه‌آلود جدا سازند. ما مسيحيان بايد از روح‌القدس پيروی کنيم و زندگی ما بطور کامل تحت اختيار مسيح باشد. اگر هر فرد مسيحی بياری روح خدا، اعمال جسمانی را سرکوب کند، ميوه‌های روح‌القدس در زندگی او بخوبی ديده می‌شوند. ثمرات روح‌القدس بر اساس غلاطيان فصل پنجم، آيات ٢٢ و ٢٣ عبارتند از: محبت، خوشی، آرامش، بردباری، مهربانی، خيرخواهی، وفاداری، فروتنی و خويشتن‌داری.
خوب است که اکنون در حضور پدر آسمانی خود زانو بزنيد و گناهان خود را به او اعتراف کنيد. کلام خدا در اول يوحنا فصل اول، آيۀ ٩ می‌فرمايد: "اما اگر گناهان خود را به او اعتراف نماييم، می‌توانيم اطمينان داشته باشيم که او ما را می‌بخشد و از هر ناراستی پاک می‌سازد. اين کار خدا کاملاً منصفانه و درست است، زيرا عيسی مسيح برای شستن و پاک کردن گناهان ما، جان خود را فدا کرده است". از اين به بعد، پيوسته تحت فرمان روح‌القدس بسر ببريد و بهيچوجه خواهشهای نفس را ارضاء نکنيد. کلام خدا به ايمانداران به مسيح در روميان فصل دوازدهم، آيۀ ١ می‌فرمايد: ". . . بدنهای خود را بعنوان قربانی زنده و مقدس که پسنديدۀ خداست به او تقديم کنيد . . .". بله، شايسته است در مقابل آن کاری که خدا برای شما کرده است اينطور او را عبادت و خدمت کنيد.
گروه سوم يعنی مسيحيان روحانی، اشخاصی هستند که زندگی‌شان کاملاً تحت اختيار مسيح است. کلام خدا دربارۀ اين اشخاص می‌فرمايد: "شخص روحانی هر چيز را تشخيص می‌دهد و درک می‌کند . . ." (اول قرنتيان فصل دوم، آيۀ ١٥). مسيحيان روحانی، مطيع روح خدا می‌باشند و کسانيکه مطيع روح خدا هستند در فکر چيزهای روحانی می‌باشند و زندگی آنان خداپسندانه است. کلام خدا در غلاطيان فصل پنجم، آيۀ ١٧ می‌فرمايد: "تمايلات نفسانی بر‌خلاف روح‌القدس و آرزوهای روح‌القدس بر‌خلاف طبيعت نفسانی است و اين دو مخالف يکديگرند، بطوريکه شما نمی‌توانيد آنچه را دلتان می‌خواهد انجام دهيد". در کلام خدا به ما مسيحيان توصيه شده است که به اوامر روح پاک خدا گوش دهيم. وقتی ما روح پاک خدا را اطاعت می‌کنيم و می‌خواهيم چيزهای خوبی را که او به ما می‌گويد انجام دهيم، اميال طبيعی ما به مخالفت می‌پردازند. اين دو نيرو، مدام در ما در حال کشمکش هستند و می‌خواهند بر ارادۀ ما مسلط شوند. بر اساس کلام خدا اعمال طبيعت نفسانی عبارتند از: "زنا و انحرافات جنسی و بی‌عفتی، بت‌پرستی و جادوگری و احضار ارواح، دشمنی و دو بهم زنی، کينه‌توزی و خشم، خودخواهی و نفع‌طلبی، شکايت و انتقاد و بهانه‌جويی، در اشتباه دانستن ديگران و بر حق شمردن خود و اعضای گروه خود، حسادت و آدمکشی، مستی و عياشی و چيزهايی از اين قبيل" (غلاطيان فصل پنجم، آيات ١٩ تا٢١). شخصی که زندگی‌اش کاملاً تحت اختيار مسيح است، خواهشهای نفس را ارضاء نمی‌کند بلکه همواره به اوامر روح‌القدس گوش می‌دهد و اطاعت می‌نمايد. اگر روح خدا منشأ زندگی ما است، لازم است که هدايت او را در تمام قسمتهای زندگی خود بپذيريم.
برادر و خواهر گرامی، خدا مايل است تمام کسانی که عيسی مسيح را بعنوان يگانه منجی خود پذيرفته‌اند، زندگی خود را بطور کامل تحت اختيار او قرار دهند. پولس رسول در نامه به کولسيان نوشت: "پس همانطوری که روزی مسيح عيسی را بعنوان خداوند خود پذيرفتيد اکنون هميشه در اتحاد با او زندگی کنيد. در او ريشه بگيريد و رشد کنيد. همانگونه که تعليم يافتيد در ايمان استوار باشيد و در ستايش خدا برای ديگران نمونه باشيد" (کولسيان فصل دوم، آيات ٦ و ٧).
اميدواريم با خواندن اين مقاله متوجه شده باشيد که زندگی تحت اختيار مسيح چه نوع زندگی‌ای است. دعای ما اين است که، تمام خوانندگان غير مسيحی، از راه ايمان به عيسی مسيح خداوند، صاحب زندگی جاويد شوند و او را با سرسپردگی پيروی کنند. همچنين، تمام مسيحيان نفسانی نيز به گناهان دانستۀ خود اعتراف کنند و زندگی خود را بطور کامل تحت اختيار مسيح بگذارند و دائماً از روح پاک خدا پيروی کنند. و بالاخره، تمام خوانندگانی که مسيحی روحانی هستند به هيچوجه خواهشهای نفس را ارضاء نکنند و پيوسته مطيع روح خدا و از روح‌القدس پر و لبريز باشند.

torsdag 21 juli 2011

عيسی مسيح يگانه راه رستگاری

حدود يکهزار و هشتصد سال قبل از ميلاد مسيح، يعقوب پيامبر در خواب نردبانی را ديد که برزمين برپا شد. آن نردبان سرش به آسمان می‌رسيد و فرشتگان خدا بر آن صعود و نزول می‌کردند (سفر پيدايش ٢٨ : ١٢). نردبانی که يعقوب در خواب مشاهده کرد و زمين را به آسمان متصل می‌نمود، همانند راه مستقيمی است که به خدا منتهی می‌گردد. پيامبران اين راه را از دور ديدند و ايمان داشتند که روزی بين انسان گناهکار و خدای مقدس چنين راهی برقرار خواهد شد.
عيسی مسيح يگانه راه رستگاری
عيسی مسيح، تنها راهی است که به خدا منتهی می‌شود و همانند نردبانی که يعقوب در خواب ديد، زمين را به آسمان متصل نموده است. انبياء با هدايت روح خدا در باره او پيشگوئی نمودند و مسيح برطبق پيشگوئيهای انبياء از باکره متولد شد، به خاطر گناه بشر بر روی صليب مرد، در روز سوم با بدنی غيرفانی و پرجلال دوباره زنده گشت و سپس به عالم بالا برده شد و در عاليترين جايگاه افتخار نشست.
عيسی مسيح، يگانه راه رستگاری می‌باشد. کلام خدا می‌فرمايد: "در هيچکس ديگر، رستگاری نيست و در زير آسمان هيچ نامی جز نام عيسی به مردم عطا نشده است تا بوسيله آن نجات يابيم" (کارهای رسولان ٤: ١٢). مابين خدای حقيقی و انسان يک راه بيشتر وجود ندارد و اين راه، عيسی مسيح می‌باشد. مسيح فرمود: "من راه و راستی و حيات هستم، هيچکس جز بوسيله من نزد پدر نمی‌آيد" (يوحنا ١٤: ٦). مسيح از ازل با خدا بود و در ماهيت و ذات کاملاً با خدا همانند می‌باشد. اما او برای رستگار نمودن انسان، جلال و شکوه آسمانی خود را کنار گذاشت و به شکل انسان در ميان ما زندگی کرد. مسيح، خدای ناديده را بطور کامل آشکار کرد و با مرگ خود بر صليب، جريمه گناه جهانيان را پرداخت نمود. شخصيت منحصر بفرد مسيح، از دو طبيعت کامل الهی و انسانی برخوردار است. مسيح، انسان کامل و خدای کامل می‌باشد، بهمين علت او تنها واسطه در ميان خدا و انسان است.
چطور می‌توان رستگار شد؟
ابتدا بايد با فروتنی بپذيريم که گناهکار هستيم. کلام خدا می‌فرمايد: "همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا محرومند" (روميان ٣: ٢٣). چنانچه خود را با مسيح بی‌گناه، که چهره ديدنی خدای ناديده است مقايسه کنيم، بخوبی می‌فهميم که گناهکاريم. سپس بايد از گناه توبه کرده، عيسی مسيح خداوند را که بعد از مرگ دوباره زنده شد، بعنوان نجات دهنده خود بپذيريم و از او بخواهيم تا با خونش که بر روی صليب ريخته شد، قلب گناه‌آلود ما را بشويد و آنرا پاک نمايد. کلام خدا می‌فرمايد: "زيرا خدا مسيح را بعنوان وسيله‌ای برای آمرزش گناهان، که با ايمان به خون او بدست می‌آيد، در مقابل چشم همه قرار داده و با اين کار، خدا عدالت خود را ثابت نمود زيرا در گذشته بسبب بردباری خود گناهان آدميان را ناديده گرفت تا در اين زمان، عدالت خدا کاملاً به ثبوت برسد، يعنی ثابت شود که خدا عادل است و کسی را که به عيسی ايمان می‌آورد نيک می‌شمارد" (روميان ٣: ٢٥ و ٢٦).

هر کس به مسيح، که پس از مرگ زنده شد ايمان بياورد، قلبش از گناه پاک می‌شود، روح خدا در وجودش ساکن می‌گردد و زندگی جاويد می‌يابد. رستگاری يا نجات، هديه بی‌نظيری است که بمحض اينکه به مسيح ايمان آوريد به شما عطا می‌گردد. يقيناً خدا مايل است همه آدميان هديه رستگاری يا نجات را دريافت نمايند. اما اين هديه موقعی به انسان داده می‌شود که شخصاً آنرا از مسيح زنده درخواست کند.
حق‌جوی عزيز، آيا مايلی هديه رستگاری را از خداوند بخشنده دريافت کنی؟ کلام خدا می‌فرمايد: "زيرا اگر با لبان خود اعتراف کنی که عيسی، خداوند است و در قلب خود ايمان آوری که خدا او را پس از مرگ زنده ساخت نجات خواهی يافت" (روميان ١٠: ٩).
مسيح زنده منتظر تصميم شماست. به او روی آور که رستگار خواهی شد.
 

tisdag 19 juli 2011

شناخت خداوند

دیدار با مسیح
چاپمشاهده در قالب پی دی اف
شناخت خداوند مهمترین کاری است که در زندگی خود در این دنیا و دنیای باقی میتوانید انجام دهید.
۱- هدف خدا – آرامش و حیات
خدا شما را دوست دارد و از شما می خواهد که او را بشناسید. به همین خاطر او به شما آرامش و زندگی حقیقی می دهد.حیاتی ابدی.
کتاب مقدس می فرماید:
بخاطر خداوندمان عیسی مسیح ما در آرامش با خدا زندگی می کنیم. (رومیان 1:5)
خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد ، بلکه حیات جاودان یابد.( یوحنا 16:3)
عیسی مسیح گفت:
من آمده ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره مند شوند. (یوحنا10:10)
با توجه به اینکه خدا ، آرامش و زندگی حقیقی را برای ما در نظر دارد ، پس چرا اکنون بسیاری از مردم از درون ناراحت و آسیب دیده اند؟
۲- مشكل ما جدایی از خدا
خداوند ما را به شباهت خود آفریده ، پس ما می توانیم شخصن او را بشناسیم و یک زندگی پر از شادی داشته باشیم. او ما را مثل روبات نیافریده تا به صورت اتوماتیک او را محبت و پیروی کنیم. بلکه به ما اراده و آزادی انتخاب داد.
از همان آغاز زمان ما سرپیچی از خدا را انتخاب کردیم و خواستیم خودسرانه به مسیر خود برویم. ما امروز هم همین تصمیم را می گیریم. نتیجه این تصمیم جدایی از خداست و به بدبختی ختم می شود.
کتاب مقدس می گوید:
زیرا همه گناه کرده اند و از جلال خدا کوتاه می آیند. (رومیان 23:3)
زیرا مزد گناه مرگ است ، اما عطای خدا حیات جاودانی در خداوند ما عیساست. (رومیان 23:6)
کلام مقدس می گوید که نا فرمانی از خدا به "جدایی" از او منجر می شود.
تلاش های خود ما هیچ گاه نمی توانند ما را با خدا متحد کنند. مردم در طول تاریخ روش های زیادی را برای پر کردن این خلاء و رسیدن به خدا امتحان کرده اند که هیچ یک هم موفق نبوده اند.
در کلام خدا می خوانیم:
پس همانگونه که گناه به واسطه یک انسان وارد جهان شد و به واسطه گناه ، مرگ آمد و بدین سان مرگ دامنگیر همه آدمیان گردید. (رومیان 12:5)
پیش روی انسان راهی است که به نظرش راست می آید ، اما به مرگ می انجامد. (امثال 12:14)
۳- عـــلاج خدا - صلیب
عیسی مسیح تنها پاسخ به این مشکل است. او تنها کسی است که می تواند ما را نزد خدا برگرداند. اوبر روی صلیب جان داد و از قبر قیام کرد تا جریمه گناهان ما را بدهد و خلاء بین خدا و انسان را پر کند.
در کلام خدا می خوانیم:
زیرا تنها یک خدا هست و بین خدا و آدمیان نیز یک واسطه وجود دارد ، یعنی آن انسان که مسیح عیسی است. (اول تیموتائوس 5:2)
زیرا مسیح نیز یک بار برای گناهان رنج کشید ، پارسایی برای بدکاران ، تا شما را نزد خدا بیاورد. او در عرصه جسم کشته شد ، اما در عرصه روح زنده گشت. (اول پطرس 18:3)
اما خدا محبت خود را به ما اینگونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم ، مسیح در راه ما مرد.(رومیان 18:5)
خدا ، تنها راه را مهیا ساخته ، تصمیم با شماست.
۴ - پاسخ ما – سپردن خود به مسیح
ما باید به مسیح اطمینان کنیم تا گناهانمان را بیامرزد و تصمیم بگیریم که بقیه عمرمان را از او پیروی کنیم. اینگونه است که می توانیم خدا را بشناسیم و آرامش را دوباره کسب کنیم.
کتاب مقدس به ما می گوید:
که اگر به زبان خود اعتراف کنی «عیسی خداوند است» و در دل خود ایمان داشته باشی که خدا او را از مردگان برخیزانید ، "نجات" خواهی یافت. زیرا در دل است که شخص ایمان می آورد و پارسا شمرده می شود ، و با زبان است که اعتراف می کند و نجات می یابد. ( رومیان 9:10-10)
آیا بهانه ای هست که شما نتوانید خود را هم اکنون تسلیم عیسی مسیح کنید؟
چگونه زندگی تان را به مسیح بسپارید:
۱- قبول کنید که گناهکارید و نیاز به آمرزش دارید.
۲- ایمان بیاورید که عیسی مسیح روی صلیب برای شما مرد و از قبر قیام فرمود.
۳- در دعا اعتراف کنید که عیسی مسیح تنها راه به خداست و عهد کنید که بقیه عمر خود را برای او زندگی کنید.